به رنگ شفق

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

به رنگ شفق

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

به رنگ شفق

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۳/۱۲/۱۷
    شب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

گیسو

جمعه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۰۷ ق.ظ


به نام خدا


آبشار ازنادر


دست از دامان شب برداشتم

تا بیاویزم به گیسوی سحر



دود میخیزد


دود می خیزد ز خلوتگاه من.

کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟

با درون سوخته دارم سخن.

کی به پایان می رسد افسانه ام ؟

دست از دامان شب برداشتم

تا بیاویزم به گیسوی سحر.

خویش را از ساحل افکندم در آب،

لیک از ژرفای دریا بی خبر.

بر تن دیوارها طرح شکست.

کس دگر رنگی در این سامان ندید.

چشم میدوزد خیال روز و شب

از درون دل به تصویر امید.

تا بدین منزل نهادم پای را

از درای کاروان بگسسته ام.

گرچه می سوزم از این آتش به جان ،

لیک بر این سوختن دل بسته ام.

تیرگی پا می کشد از بام ها :

صبح می خندد به راه شهر من.

دود می خیزد هنوز از خلوتم.

با درون سوخته دارم سخن. 

 

آبشار ازنادر، شهرستان دورود
پایتخت طبیعت ایران

نظرات  (۱)

سلام و عرض ادب
احسنت مهدی جان
چیزی که توی غالب عکسات به چشم میاد)البته نه همشون( اینه که انگار برای فرار از کلیشه رو به سوژه ها یا زوایایی آوردی که خیلی عامه پسند نیست و بیشتر تو جوامع هنری تحسین میشه تا بین مردم عادی.
این کار اگر برای تمرین باشه خوبه،اما باید مواظب باشی باعث نشه معتقد بشی به نظریه اشتباه هنر برای هنر.
البت این نظر حقیر بود

یلعلی
پاسخ:
سلام
من عکاسی رو بدون آموزش یاد گرفتم.
کاملا با حرفت موافقم. مطمئنا این مدت خیلی نوع کار و نگاهم با اول فرق کرده.
چرا؟
چون یه مجموعه است که وقتی واردش بشی، با اون مجموعه شکل میگیری.
دیگه اون نگاه خام خودم نیست، تاثیر گرفته از دنیای عکاسی شده.
حالا راستش نمیدونم خوبه یا بد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">