به رنگ شفق

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

به رنگ شفق

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

به رنگ شفق

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۳/۱۲/۱۷
    شب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

من؟

يكشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۰۰ ب.ظ


به نام خدا


گر چه می گفت که زارت بکشم می دیدم

که نهان اش نظری با من دلسوخته بود


همش این بیت داره توی ذهنم می چرخه

نمی دونم از کجا اومد

بی خود نیست که سعدی میگه :


ما خود نمی رویم روان از قفای کس !!!!


ذهن پراکنده که قرار نیست درست و حسابی حرف بزنه

همش می چرخه و یه شعری رو پیدا می کنه

به هر حال


شهر آن توست و شاهی، فرمای هر چه خواهی


وقتی تسلیم شدی، اون وقت زندگی میکنی

اما تسلیم چی؟

تسلیم کی؟


فرقی هم داره؟

هر وقت تسلیم بشی یه جور زندگی واسه خودت

درست می کنی

حالا تسلیم هرکس و هر چیز که بشی

رنگ و شکل زندگیت رو اون تعیین میکنه


خودم که چیزی نفهمیدم


اصلا شاید حذف اش کنم


ولی :



گر چه می گفت که زارت بکشم می دیدم

که نهان اش نظری با من دلسوخته بود

  • مهدی چگنی

نظرات  (۱)

  • زینب هاشمی
  • اینجا عکس نداره یا من نمیبینم!!!
    پاسخ:
    نداره

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">